محمد مفيد مستوفى بافقى
407
جامع مفيدى ( فارسى )
مىشمارد . تأليف كتاب افادت آيات « هيكل فيل » بر ثبوت اين دعوى برهانيست معين و تلطيف عبارات و بيان خواص اشيا و ساير فنون آن نسخهء شريفه بر وقوع اين معنى دليلى است مبرهن . در اواخر ايام سلطنت خاقان گيتىستان شاه عباس صفوى موسوى بهادر خان پهلو بر بستر ناتوانى نهاد و چون زمان [ 306 ب ] حلول اجل مقدر در رسيده بود استعمال اشربه و اغذيه اصلا نافع نيفتاد ، مصراع : طبيب كيست فلاطون اگر شود بيمار ؟ ناكام آن حكيم فطنت شعار دل بر واقعهء ناگزير نهاده از عالم ناپايدار درگذشت ، شعر : درين دقيقه بماندند جملهء حكما * كه آدمى چكند با قضاى كن فيكون اصول نبض چو شد منحرف ز جنبش اصل * بلاى عجز فرورفت پاى افلاطون صلاح طبع چو روى فساد روى نمود * بماند بيهده در دست بو على قانون ميرزا نجيم بيك و ميرزا جعفرى علو نسب و رتبت حسب ايشان بسان فروغ آفتاب بر تمامى معشر بشر ظاهر و هويداست و عظم شان و شرف دودمان آن دو جوان پسنديدهخصال حميده فعال محتاج به شرح و بيان نيست ، مصراع : به ماهتاب چه حاجت شب تجلى را . آن دو نهال خجسته كه در گلزار فضل و كمال پرورش يافته و از چشمهء صافى حذاقت و به آبيارى باغبان حكمت آب خورده فرزندان مولانا سالك الدين محمد بودهاند و در بلدهء يزد در معالجهء مرضى و ازالهء علل برايا ميمنت انفاس مسيحا ظاهر مىنمودهاند . ميرزا نجيم بيك در « قلعهء چاه خاور » كه وسط راه بافق و يزد است داعى حق را لبيك [ 307 الف ] اجابت گفته به منزهات رياض جنان شتافت .